ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

523

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

به ياد داريم كه به دوران پيش ترجمه‌هايى چون تاريخ الهند الغربى يا اطلس كوچك منتشر شده بود و اينك بجز كتب جغرافيايى عمومى بر اساس منابع اروپايى ترجمهء گزارشهايى دربارهء ممالك اروپايى و امريكايى نيز رواج يافت . 289 از جمله گزارشهاى مربوط به امريكا ، كتابى را كه در دههء چهارم قرن هجدهم با عنوان حديث نو انتشار يافته 290 ياد مىكنيم كه دربارهء آن از لحاظ كتابشناسى تحقيقاتى شده ، ولى رابطهء آن با ديگر كتابهاى اين رشته روشن نشده است 291 و به احتمال قوى با اطلس مركاتور ارتباط نزديك دارد و بعضى از مطالب آن از يك كتاب كيهان نگارى از نوع مؤلّفات مونستر گرفته شده است 292 و پندار انتساب آن را به حاجى خليفه باور نمىتوان كرد . 293 كتاب ديگرى هست كه بر انديشه‌اى گسترده و محتملا زير نفوذ جهان‌نما تكيه دارد و آن كتاب بسيار مفصّل فن نما جام جم از فن جغرافيا است كه به سال 1731 / 1144 ه . به وسيلهء يك ارمنى از مردم قيساريه ، به نام پتروبارونيان ، تدوين شده است 294 . اكنون معلوم است كه اين اثر ترجمه دستكارى شده كتاب الجغرافيا الملوكيه ، تأليف ژاك روب ( 1643 - 1721 ) ، است كه اوّل بار به سال 1678 در پاريس چاپ شده و بارونيان از چاپ چهارم آن كه در سال 1691 در لاهه منتشر شده استفاده كرده است . 295 جالب آنكه كتاب از تركهء كوليه ، سفير هلند در استانبول كه از سال 1668 مدتها در آن شهر مىزيسته و چنان كه از پيش ديديم به پيشرفت مطالب جغرافيايى در قلمرو عثمانى كمك مىكرده ، به دست مترجم ارمنى كه كارمند وى بوده رسيده است . 296 وى فقط فصول اوّل كتاب را كه مربوط به جغرافياى عمومى است ترجمه كرده كه به اصل بسيار نزديك است . 297 در پايان قرن هجدهم مرحله‌اى تازه در استفادهء تركان از دانش اروپايى آغاز شد و اين تا حدّى مربوط به تجديد فعاليّت چاپخانه در حدود سال 1784 / 1198 ه . بود . 298 نشانهء قضيّه عنوان نشريات چاپخانه است كه جغرافيا ضمن آن مقامى معتبر دارد . به عنوان مثال از ترجمهء تركى اطلس انگليسى فدن ياد مىكنيم كه به سال 1804 / 1219 ه . چاپ شده است . 299 تا آن موقع آثار جغرافيايى مستقل در نوشته‌هاى تركى به وجود نيامده بود ، و با وجود آنكه به يك روش علمى كامل ، به معناى دقيق كلمه ، نياز شديد داشتند ، نبايد از اين وضع تعجّب كرد . 300 روش جغرافيايى در نوشته‌هاى نوين ترك ، و بلكه در نوشته‌هاى اسلامى ، نفوذ كرد امّا افق جغرافيايى ، حتّى در ميان طبقات روشنفكر ، يكباره از آغاز قرن هفدهم دگرگون نشد و با وجود تغييراتى كه رخ داده بود در پاره‌اى موارد نظريّات قديم زنده و نيرومند بود . مثالى در اين باب مىآوريم كه مبالغه مىنمايد امّا صحّت آن در مدارك معاصر تأييد شده است . به سال 1769 وقتى امپراتريس كاترين به ناوگان خويش فرمان داد از پطرزبورگ